Yazd Council of Architects Building
Architecture in Yazd does not function based on standards but possibilities. This project explores the relationship between standardization and contextual possibilities in architectural design.
Basements and burial spaces have always played a significant role in Yazd's architecture. Our design transforms these traditionally undervalued spaces into functional office areas while relocating parking to the upper levels, creating a new spatial order.
By removing parking ramps and positioning them on the east side, we created vertical voids that serve as pre-entrance spaces while controlling solar radiation on the main building. The outer shell evolves from basement to facade, forming three walls and a roof that envelop the structure.
The design creates a familiar yet unfamiliar atmosphere - not through déjà vu but through jamais vu, where familiar spatial conditions are experienced in new ways. Skylights in a 1.5x1.5 grid (with variations) punctuate the shell, creating dynamic light patterns.
معماری در یزد نه براساس استانداردها که بر مبنای "امکان" شکل می گیرد. این یک جمله ی ساده نیست اگر بخواهیم بنایی طراحی کنیم که یکی از اهداف اصلی آن استاندارسازی ساختمان هاست. چگونه می توان از شکاف میان استانداردها( ضوابط) و امکانات زمینه به دیدگاه جدیدی نسبت به چیزهای موجود رسید؟
زیرزمین ها و فضاهای دفنی همواره به عنوان فضاهایی ارزشمند نقشی پررنگ در معماری یزد داشته اند، فضاهایی که در معماری معاصر شهر تبدیل به پارکینگ شده اند. طراحی ما با اختصاص فضاهای زیرزمین به برنامه های اداری و انتقال پارکینگ به قسمت بالایی ساختمان و ایجاد نظم فضایی جدید، آغاز شد. از دیگر تصمیم گیری های ما، خارج کردن کامل رمپ های پارکینگ از ساختمان بود که منجر به شکل گیری ووید افقی پروژه، فضای پیش ورودی و جانمایی ورودی در این ووید شد. همچنین قرارگرفتن این رمپ ها( فضاهای عبوری) در جبهه ی تحت تابش مستقیم خورشید و ووید، امکان کنترل میزان تابش به بدنه اداری را فراهم آورد. پوسته خارجی، از سقف زیرزمین آغاز شده، به نما تبدیل میشود و در قالب سه جرز و یک سقف، ساختمان(فضای اداری) را احاطه می کند و نورگیرهایی براساس یک شبکه منظم 1.5 در 1.5، اما در ابعاد گاها متفاوت، از این پوسته خالی شده اند. ما فکر میکنیم حضور در چنین فضایی هم زمان که آشناست، غریب و نا آشناست. حسی نه از جنس دژاوو که گویی این شرایط را قبلا تجربه کرده ایم( که کرده ایم) بلکه از جنس ژِمِ وو که تجربه ی ناآشنا بودن با شرایطی است که باید برایمان آشنا باشد؛ حضور در زیرزمین اما نه همان زیرزمینی که قبلا آن را تجربه کرده ایم.